صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 67

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

آن ، قدرت صفويان در منطقه به صورتى شكننده احياء شد . با اعلام حكومت نادر شاه 1148 / 1736 ، تا سال 1160 / 1736 ، ايران دوباره به صورت قدرتى يكپارچه درآمد و پس از نادر شاه اين قلمرو يكپارچه در عين ارتباط و اشتراك ، به صورت دو نظام سياسى تجزيه شد . در شرق ايران به مركزيت مشهد ، جانشينان نادرشاه قدرت را به دست گرفتند و در غرب ايران به مركزيت شيراز ، زنديان دولتى تشكيل دادند . اين شيوهء نظام سياسى در ايران تا برآمدن آقا محمّد خان قاجار ادامه يافت و پس از ظهور دولت قاجاريه دوباره زمينه براى وحدت سياسى ايران فراهم آمد . در نخستين سال‌هاى سلطنت قاجاران ، آقا محمّد خان با رفتن به مشهد و كنار زدن شاهرخ افشار ، يكپارچگى سياسى و سرزمينى ايران را بار ديگر اعاده كرد ، امّا دولت قاجار به زودى درگير مسائل شمال و غرب ايران شد . پس از آنكه فتحعلى خان به پادشاهى رسيد ، سياست يكپارچگى سياسى ايران پى گرفته شد و به همين منظور وى بارها كوشيد تا افشاريان خراسان را كنار زده و قدرت محلّى آنان را براندازد و حتّى سرزمين‌هاى ايرانىاى را كه در آشفتگى سياسى پس از مرگ نادر شاه به دست امراى محلّى افغان افتاده بود ، بار ديگر ضميمهء قلمرو ايران كند . دولت قاجار سرانجام در خراسان به اين مقصود نائل شد « 1 » . قاجارها به زودى با مصيبت جنگ‌هاى ايران و روسيه درگير شدند و به دليل وسعت و اهميّت تكاپوهاى مربوط به اين جنگ‌ها ، احتمالا مسائل شرق ايران در ردهء بعدى قرار گرفت و به نظر مىرسد طىّ همين دوره امراى افغان براى طرح ادّعاهاى خويش در منطقه فرصت لازم را پيدا كردند . آنچه اين مسئله را بحرانىتر و به زيان يكپارچگى سرزمين‌هاى ايرانى كرد ، آشكار شدن نيّات امپراتورى بريتانيا در سرحدّات شمال غربى هندوستان بود كه پس از آن به « بازى بزرگ » نيز انجاميد . منافع بريتانيا در اين دوره حكم مىكرد تا افغانستان همچنان در دست امراى محلّى قرار گيرد تا

--> ( 1 ) . مهم‌ترين منبع براى تحوّلات اين دوره كتاب اشرف التّواريخ ، نوشته محمّد تقى نورى است . او منشى محمّد ولى ميرزا ، پسر فتحعلى شاه ، بود كه مأمور شده بود تا افشاريان را از خراسان براندازد . متن اشرف التّواريخ براساس چندين نسخهء خطّى موجود تصحيح شده و اميد مىرود به زودى از سوى مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، منتشر شود .